آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 17 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

سفر اسفند 92 (5)

1393/1/28 9:34
نویسنده : مامانی
434 بازدید
اشتراک گذاری

بالاخره سفره چند روزه ما هم به تهران تقریبا به اتمام رسید و درحال آماده شدن برای برگشت به شهر و دیار خودمون شدیم

آیلا و بهجت عمه جون

این هم ساعاتی قبل از حرکتمون آیلایی دوغ خور کنار بهجت عمه جون

جوجه کوچولو

سالن انتظار فرودگاه شلوغ و پلوغ

اخمو

اصلا اجازه عکس انداختن رو نمی داد این هم شکار لحظه کنار آکواریوم

ملوسکم

عشقمی

سالن ترانزیت کمی خسته و کلافه

آیلایم

خندون مامان

مثل اینکه خنده به لباش برگشت

ناز نازی

نه بابا ناز و ادا هم داره. بعد از این چنان خسته بود که یک دفعه رو نیمکت سالن دراز کشید و لالا کرد . بعد مدتی تاخیر وقتی پرواز رو اعلام کردند بیدارش کردم ولی خواب آلود بود و دائم به آقایون جلویی تنه میزد اون ها هم خندشون گرفته بود

گل گلی 

داخل هواپیما مثل خانمها نشسته ولی اجازه نمی داد اصلا پرده رو بالا بزنیم مناظر رو نگاه کنیم تعجب

گلکم آیلایم

پازلی که تو هواپیما دادن ، محکم بغلش کرده مبادا جا بمونه چون موقع رفت مامانی یادش رفت و تو هواپیما جا گذاشت تازه بعدا که می خواستیم سوار ماشین بشیم یادمون افتاد ولی نمی تونستم کاری بکنم خجالت

دخملی شاد

آخرهای سفر هست و شادان از برگشت پیش بابایی

عشق به پدر

با چه اشتیاقی وقتی بابایی رو دید بغلش پرید ( الهی که همیشه سایه پدر و مادرها بالا سر بچه ها باشه)

پدر و دختر

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان ارشیا
30 فروردین 93 12:10
مامان فرنيا
31 فروردین 93 13:02
واي پس ايلايي هم عاشق بابايي است دلش واسه بابايي حسابي تنگ شده
مامانی
پاسخ
بد جور بابایی می ره ورزش دم به دقیقه می پرسه بابا نیومد پس کی می اد
مامان فرنيا
31 فروردین 93 13:04
ماماني خصوصي